تبليغاتX
کیستی ما - مهران...
تفکر، فرهنگ، هنر ... نوشته هاي وحيد يامين پور

 

مهران به آسمان پر كشيد...

 

داستان پركشيدن تدريجي جانبازان شيميايي هم شده يك كليشه ي تكراري! پريروز جنازه هاي شهدا را يكي يكي از منطقه مي آوردند، ديروز پاره استخوان هاي تفحصي را و امروز بدن هاي تكيده اي شده اي كه بيست سي سال منتظر مرگ بوده اند... اين هم يك روايت بي ادبانه از اتفاقي كه براي مان روزمره شده است.

 دكتر مهران حريرچيان پر كشيد...

اصل خبر:

مهران حریرچیان پس از مدتها تحمل عوارض آزمایش های شیمی درمانی در شب گذشته در میان اندوه دوست داران و یاران قدیمي شان دار فانی را وداع نمود .دکتر مهران حریرچیان شب گذشته مورخ 29/ 7/ 1388 به دیار باقی پرگشود... 

 

 مهران را نه مي شناختم و نه با او رفاقتي داشته ام... در جريان ويژه برنامه ي افطار ماه رمضان سال گذشته سيماي اصفهان كه افتخار اجراي آن را بر عهده داشتم، يك شب مهمان برنامه شد... و عجب برنامه اي شد. همين چند روز پيش وقتي دانشجويان اصفهاني پرسيدند كه بهترين قسمت برنامه ي «يك نفس تا آسمان» كدام بود، بي معطلي جواب دادم هماني كه ميزبان حريرچيان بوديم.

برنامه زنده بود و من متحير بودم كه با همه ي اعتماد به نفسم جلوي جواب هاي صادقانه ي او كم مي آوردم... بخصوص آنوقت كه از او درباره ي انسش با معنا و مفهوم مرگ پرسيدم... مكث او و پاسخ دلنشين اش كه همه را در استوديوي پخش متاثر كرد... بعدها تهيه كننده بطور مفصل از خجالتم در آمد كه چرا چنين سوال هايي پرسيدي و من البته خوشحال بودم كه پرسيده ام... چون تقريباً مطمئن بودم مهران عن قريب است كه پر بكشد و آنوقت من مي مانم و حسرت اينكه در تنها برنامه ي زنده اي كه مي شد مهران را غافلگير كرد من مثل چلفته ها نشسته ام و سوال هاي كليشه اي پرسيده ام.

 مهران حريرچيان كارشناسي ارشد هوش مصنوعي داشت ولي همه ي عالم مجازي كامپيوتر را رها كرده بود و براي ادامه ي تحصيل دكتري علوم قرآن و حديث را انتخاب كرده بود. بعد از برنامه با او كم و بيش ارتباط پيامكي داشتم و البته يكبار هم تلفني با توصيه اي عرفاني از او گره از كارم باز كردم.

 شيراني عزيز –تهيه كننده ي برنامه يك نفس تا آسمان- قرار است سريعاً برنامه ي سال گذشته را برساند تا با مونتاژ مجدد آن با تصاوير تشييع جنازه براي پخش در شبكه ي سه آماده شود.

نگارش در تاريخ شنبه دوم آبان 1388 توسط وحید یامین پور |
درباره وبلاگ

...باید باور کرد که دیگر دعوا بین چپ و راست نیست
که بین جیب های گشاد و دست های خالی است...
و دروغ گوها
حتی اگر از جکوزی خانه های خود
گورهای دست جمعی و لیست های هفتاد و دو نفر استخراج کنند
و برای خالی نبودن عریضه،
از ماتحت بیچاره های کهریزک خرج نمایند
باز نمی توانند از عدالت فرار کنند

آری این روزها برای فرار از عدالت

دیگر از عورت بی حیای عمروعاص هم کاری ساخته نیست!

--------------------------------------

شاید جذاب ترین قسمت کار وبلاگ نویسی خواندن کامنت ها باشد. یادداشتی منتشر می شود و تو منتظر می مانی تا عکس العمل ها را ببینی... برای آدمی مثل من این غنیمت است که افکار و سلایق سیاسی و فرهنگی را در معرض داوری و واکنش دیگران بگذارم. صرف نظر از اینکه یک وبلاگ با بازدید متوسط روزانه دویست یا سیصد جوان متنوع! خودش یک کار فرهنگی بحساب می آید. همه ی کامنت ها بجز مطالب حاوی توهین یا فحاشی(که کم هم نیستند) منتشر می شوند.
پست الکترونیک
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه


قالب وبلاگ