تبليغاتX
کیستی ما - حجاريان
تفکر، فرهنگ، هنر ... نوشته هاي وحيد يامين پور

 

 

تأملي بر «توبه نامه ي تئوريك» سعيد حجاريان

 

چهارمين دادگاه رسيدگي به حوادث اخير در حالي برگزار شد كه بسياري از همان ابتدا منتظر اظهارات سعيد حجاريان بودند. سعيد حجاريان از آنرو مهم است كه در مورد اثرگذاري عميق و ريشه اي او بر جريان اصلاحات توافق نظر وجود دارد. بسياري از اثرپذيري سيد محمد خاتمي و ديگر رهبران اصلاحات از او مطلعند و آنچنان كه تاريخ 12 ساله ي اخير نشان داده است، هيچگاه جهت گيري ها و راهبردهاي اصلي جريان اصلاحات خالي از نشانگان فكري و راهبردي حجاريان نبوده است. اهميت سعيد حجاريان بر خلاف برخي ديگر از چهره هاي سرشناس اصلاحات، نه در مهارتش در سياست ورزي كه از تئوري سازي و پي ريزي فكري توسط او نشأت مي گيرد. اين همان نكته اي است كه اظهارات او را واجد اهميتي ممتاز از ديگر حاضران در دادگاه مي نمايد:

 

1.    كساني كه به عنوان متهم در دادگاه حاضر مي شوند، در مقابل كيفر خواست اصراري كه توسط مدعي العموم قرائت مي شود، از خود دفاع مي كنند. دفاع كردن يعني پاسخ دادن يا اظهار نظر كردن راجع به ادعاهايي كه در كيفر خواست آمده است. حجاريان مي توانست –آنچنان كه بهزاد نبوي توصيه كرده بود- در همان حدود كيفر خواست سخن بگويد. او مي توانست راجع به اتهاماتش در حوزه عمل بر ضد امنيت ملي يا چيزهايي شبيه به آن صحبت كند يا نهايتاً براي جلب نظر رئيس دادگاه ابراز ندامت كند و از پيشگاه ملت عذرخواهي كند؛ ولي آنچه اتفاق افتاد بارها فراتر از اين توقع ساده است. دفاعيه ي حجاريان نه يك دفاعيه ي مألوف است و نه يك اعتراف سياسي. آنچه در لحن و متن ارائه شده آمده است يك بيانيه ي آكادميك است كه واجد درد دل هاي بسياري از كساني است كه پس از سي سال از انقلاب اسلامي چيزي جز غربزدگي مفرط و نشخوار تئوري هاي قرن نوزدهمي فرانسه و آلمان، در دانشكده هاي علوم انساني نديده اند. سعيد حجاريان مي توانست دهها صفحه سخن بگويد و كلمه اي از توبه ي تئوريك خود به ميان نياورد(و اين البته خود نشانه اي است از اينكه اين سخنان مبتني بر خواست و اراده ي آزاد اوست). اصلاح طلبان همواره از جانب ما به عقب ماندگي گفتماني متهم بوده اند. ما بارها گفته ايم كه صدر تئوري هاي فرهنگي و اجتماعي خاتمي و يارانش نهايتاً از روشنفكري سكولار قرن هجدهم و نوزدهم جلوتر نيامده است. جرياني كه آب دهانش براي تبديل شدن به يك ساختار سكولار دست چندم راه مي افتد و دانش آموختگان دست چندمي مانند حسين بشيريه را بر صندلي پيامبري مي نشاند تا الهاماتش را مانيفست ساختارشكني كنند و اكنون سعيد حجاريان كه مهمترين و جدي ترين شاگرد بشيريه است، الهامات استاد خود را انكار مي كند. اين اتفاق بزرگي است.

2.    اين اتفاق بزرگ اتفاقاً در توبه نامه ي آكادميك حجاريان به خوبي تبيين شده است. سال هاست كتاب حسين بشيريه به عنوان تنها كتاب جامع در تئوري هاي جامعه شناسي سياسي در ايران تدريس مي شود. اين كتاب براي داشجويان ليسانس اصلي ترين منبع مطالعه است، براي ورود به دوره ي كارشناسي ارشد يك كليد طلايي است و براي پذيرفته شدن در دوره ي دكتري به عنوان رمز ورود به شمار مي رود. دانشجويان رشته هاي علوم سياسي و علوم اجتماعي در گرايش هاي مختلف آن به خوبي مي دانند كه براي ورود به دوره ي دكتري چگونه بايد وفاداري خود را به تئوري هاي مندرج در اين كتاب براي تيم اساتيد مصاحبه كننده به اثبات برسانند! شگفت آور است كه پس از سي سال از پيروزي انقلاب اسلامي همچنان هژموني غربگرايي و سينه زدن زير بيرق سوسيال دموكراسي و ليبرال دموكراسي تار و پود دانشگاه هاي علوم انساني را پر كرده است و گفتمان انقلابي هيچ فرصتي براي پرورش فرزندان خود در دانشگاه ها بدست نياورده است. اين واقعيتي دردناك است كه بازمانده هاي پوزيتيويست قبل از انقلاب با زمينه سازي هاي طلايي دولت اصلاحات غالب اعضاي هيأت علمي هاي دانشگاه هاي علوم انساني را تصرف كرده اند و اين به معناي ممنوع الورود شدن فرزندان انقلابي به اين جرگه است. سعيد حجاريان اين حقيقت شگفت آور را در حالي بيان مي كند كه بسياري معتقدند او خود در صدر راهبردهايي اينچنيني به دولت خاتمي بوده است. حجاريان مي گويد:

«فارغ التحصیلان علوم انسانی (بخصوص در دانشگاههای خارج )که بعنوان اعضاء هیئت علمی استخدام می شوند ناخود آگاه حامل آخرین دستاورد های این علوم‌‌(تئوري هاي ترجمه اي) به ایران هستند وهم اکنون میتوان مشاهده کرد که دیدگاه های پست استوراکتورالیسم ، پست مارکسیسم ، فمینیسم و انواع مکاتب غربی تحت عنوان علم ترویج می شوند ... احساس رعب در نزد اندیشمندان غربی موجب ذلّت نفس و پذیرش بی قید وشرط نظریات آنان مي شود ... البته موضوع اگر فقط یک نقیصه علمی بود قابل تحمل می نمود اما خطر آنجاست که نظریات علوم انسانی حاوی حربه های ایدئولوژیک هستند و قادرند به استراتژی وتاکتیک تبدیل شوند ودر مقابل ایدئولوژی رسمی کشور صف آرایی کنند وآن را به چالش بکشند»

3.    سعيد حجاريان براي دانشجويان اصلاح طلب يا سمپات هاي آنان به نوعي پيشقراول تئوري هاي ترجمه اي و انطباق آن بر اوضاع ايران است. توبه ي تئوريك او در رد اين انطباق و اعتراف به نقيصه هاي علمي در تحليل انقلاب اسلامي ايران و ساختار سياسي آن بي نهايت مهم است. اعتراف صريح حجاريان به عدم تطابق تئوري هاي ماكس وبر و هابرماس بر اوضاع و ساختار سياسي ايران بايد به عنوان يك اتفاق علمي تحليل شود. در طول هشت سال حاكميت اصلاح طلبان در ايران روزنامه هاي زنجيره اي تماماً مبتني بر تئوري هاي وبر و هابرماس بدنبال انجام مأموريتشان يعني نهادينه كردن مطالبات ساختارشكنانه بودند. تقريباً هيچ روزنامه اي نبود كه هر روز از سرنوشت محتوم فروپاشي حكومت هاي توتاليتر و پاتريارشال و تبديل شدنش به دموكراسي هاي ليبرال سخن نگويد؛ متن و فرامتن اغلب مقالات و يادداشت هاي سياسي اين روزنامه ها (در صدر آنها صبح امروز، مشاركت، جامعه، عصر آزادگان و...) تطابق صفات حكومت هاي موروثي، پدرسالار و خلافتي بر ساختار سياسي ايران و پيش بيني فروپاشي خودبخودي اين نظام ها در پرتو عقلانيت مدرن و الزامات جهان امروز بود! اينها مطالبي است كه به عنوان محتواي اصلي دروس جامعه شاسي سياسي در دانشگاه هاي كشور تدريس مي شد-مي شود و نهايتاً پس از گذشت دو دوره انتخابات و شكست آنها در عرصه ي عمل سياسي در كشور از طرف داعيه دار آنها يعني سعيد حجاريان انكار مي شود.

 =====================

چند ساعت بعد از انتشار اين مطلب در ديدار اعضاي هيأت علمي دانشگاه ها، خدمت مقام معظم رهبري شرف حضور پيدا كردم. جای دوستان خالی...افطار كردن سر سفره اي نائب امام زمان بر صدر آن نشسته باشد صفاي ديگري دارد.

اتفاقاً ايشان نگراني خود را نسبت به توسعه علوم انساني با نگرش غير الهي به روشني بيان كردند. بخشي از اين بيانات را نقل مي كنم:

 

 

"تحصيل حدود دو ميليون دانشجو از سه ميليون و نيم دانشجوي كشور در رشته هاي علوم انساني مسئله نگران كننده است زيرا توانايي مراكز علمي و دانشگاهها در زمينه كار بومي و تحقيقات اسلامي در علوم انساني و همچنين تعداد اساتيد مبرّز و معتقد به جهان بيني اسلامي رشته هاي علوم انساني در حد اين تعداد دانشجو نيست. 
بسياري از علوم انساني مبتني بر فلسفه هايي است كه مباني آنها ماديگري و بي اعتقادي به تعاليم الهي و اسلامي است و آموزش اين علوم موجب بي اعتقادي به تعاليم الهي و اسلامي مي شود و آموزش اين علوم انساني در دانشگاهها منجر به ترويج شكاكيت و ترديد در مباني ديني و اعتقادي خواهد شد. "


 

نگارش در تاريخ یکشنبه هشتم شهریور 1388 توسط وحید یامین پور |
درباره وبلاگ

...باید باور کرد که دیگر دعوا بین چپ و راست نیست
که بین جیب های گشاد و دست های خالی است...
و دروغ گوها
حتی اگر از جکوزی خانه های خود
گورهای دست جمعی و لیست های هفتاد و دو نفر استخراج کنند
و برای خالی نبودن عریضه،
از ماتحت بیچاره های کهریزک خرج نمایند
باز نمی توانند از عدالت فرار کنند

آری این روزها برای فرار از عدالت

دیگر از عورت بی حیای عمروعاص هم کاری ساخته نیست!

--------------------------------------

شاید جذاب ترین قسمت کار وبلاگ نویسی خواندن کامنت ها باشد. یادداشتی منتشر می شود و تو منتظر می مانی تا عکس العمل ها را ببینی... برای آدمی مثل من این غنیمت است که افکار و سلایق سیاسی و فرهنگی را در معرض داوری و واکنش دیگران بگذارم. صرف نظر از اینکه یک وبلاگ با بازدید متوسط روزانه دویست یا سیصد جوان متنوع! خودش یک کار فرهنگی بحساب می آید. همه ی کامنت ها بجز مطالب حاوی توهین یا فحاشی(که کم هم نیستند) منتشر می شوند.
پست الکترونیک
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه


قالب وبلاگ