وقتي احمدي نژاد شكست مي خورد
بسياري براي شكست دادن احمدي نژاد منتظر يك فاجعه مديريتي يا سياسي هستند. چيزي مثل يك بحران اقتصادي فراگير كه طاقت مردم را به سر آورد، يا يك اجماع همگاني ميان نخبگان بر عدم كفايت سياسي دولت نهم.(كما اينكه در هر دو مورد فوق حرف و حديث ها بسيار بوده است.)
ولي فاجعه رخ داده است. فاجعه پيش از احمدي نژاد رخ داده است. درست برخلاف تاكيدات رهبر انقلاب كه برجستگي ماجراي سوم تير را در احياي گفتمان امام و انقلاب اسلامي و اعاده ي عزت ملي مي داند، گويا دولتمردان تمام هم و توجه خود ر ا معطوف معيشت مردم كرده اند. تصور من اين است كه خوانندگان آنقدر فهميده هستند كه حرفهايم را حمل بر نفي اقدامات خالصانه و ارزشمند دولت نهم براي رفع فقر و محروميت نكنند. اين همان فاجعه است. مسابقه دولتمردان براي تحقق رفاه و محروميت زدايي كي به پايان مي رسد؟ آيا كسي مي تواند دقيقاً بگويد حداقل احساس خوشايند رفاه كي و چطور محقق مي شود؟ آيا اساساً براي رنگين شدن سفره ها و پررنگ شدن در و ديوارهاي زندگي انتهايي وجود دارد؟ يا چه كسي بطور متقن و مستدل اثبات كرده است كه فنا شدن در اقدامات اقتصادي مقدمه تحقق يك گفتمان غيب انديش است؟
فاجعه رخ داده است و ظاهراً احمدي نژاد شكست خورده است. فاجعه آنهنگام رخ داد كه بيل بوردهاي بزرگ شهر و سكانسهاي دلرباي تلويزيون و ويترين هاي وسوسه انگيز شهر، مردانگي مردان را گرفت و لبخندهاي عافيت طلبي را به آنها هديه كرد. فاجعه، احساس سيري ناپذير عافيت طلبي و رفاه خواهي است. مگر رفاه و عافيت را حد و حدودي متصور است؟ اگر احمدي نژاد در گرداب پايان ناپذير تحقق رفاه و بازي هميشگي معيشت مردمان گرفتار شود، چه بنيه اي براي مفصل هاي زنگ زده ي گفتمان انقلاب اسلامي باقي خواهد ماند. احمدي نژاد را فرهنگ برمي آورد و فرهنگ فرو مي كوبد. او در اقتصاد پيروزي ندارد حتي اگر بهترين وضع اقتصادي را هم فراهم كند.
فاجعه سالهاست كه رخ داده است. اين داستان تكراري مرگ همه ي فرهنگ هاست. فرهنگ ها و روح هاي پاك و تعالي خواه هر قوم نه از فرط فقر و گرسنگي كه اتفاقاً لابلاي ديوارهاي بلند شهرهاي پر زرق و برق و توسط دستان گوشت آلود ساكنان خالي از عصبيت و بيگانه از معنويت خواهد مرد. آنگاه كه شهامت تغييير و تعالي مرداانه جايش را به آسودگي ها و خوشخوابيهاي زنانه مي دهد، فاجعه رخ مي دهد. و اكنون رخ داده است.
براي كسي مانند احمدي نژاد قدم گزاردن بر اين طريق عين خودكشي است. او نه با پايين آوردن نرخ تورم نجات خواهد يافت و نه با بالا بردن سرانه ملي. و مردمان نيز نه به اين آرزوها به او رأي داده اند. نجات مردمان و سعادتمندي احمدي نژاد را نه گراني به باد ميدهد و نه تحريمهاي اقتصادي. او حتي اگر خالصانه هم بدنبال معيشت مردم عرق بريزد نيز نمي تواند از فاجعه بگريزد...معيشت انتها ندارد.

مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه ای مسئولین را از وظیفه ای که بر عهده دارند منصرف کند خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را بدنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هرچه بهتر مردم بنماید ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند. مردم عزیز ایران که حقا چهره منور تاریخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند باید سعی کنند که سختی ها و فشارها را برای خدا پذیرا گردند تا مسئولان بالای کشور به وظیفه اساسی شان که نشر اسلام در جهان است برسند.
پیام امام خمینی به مهاجرین جنگ تحمیلی
(صحیفه نور- ج۲۱-ص۱۰۸- ۲/۱/۶۸)
به تاریخ و مخاطبین پیام توجه کنید!
انشاءالله كه ايجاز مطلب مخلّ نباشد.

