تفاوتهای انسانشناختی فرهنگ اسلامی و فرهنگ مدرن
در نسبت با تفاوتهای عظیم فرهنگ اسلامی و مدرن در بنیادهای هستی شناسانه ی خود، حلول این تفاوتهای نگرشی، دو نوع انسان متفاوت را رقم زده است. انسان مدرن الهام گرفته از پدران معنوی خویش در یونان باستان، در وجود خویش طغیانهای پرومته ای را باز می یابد.
پرومته یکی از اسطوره های یونان باستان است: الهه ی آتش
هنگامیکه زئوس(خداوند اسطوره ای یونانیان) برای تنبیه اهال آتن آتش را از زمین برگرفت وآنان را محروم ساخت، پرومته متهورانه به بارگاه زئوس رفت و مخفیانه آتش را ربود و به زمینیان باز گرداند. زئوس از این نافرمانی و طغیان پرومته به خشم آمد و دستور داد او را در کوههای قفقاز به زنجیر کشند و عقابی هرروز جگر او را به نیش کشد تا الی الابد در عذاب بماند تا اینکه روزی...
«پرومته» نماد طغیان انسان سرکش و غیرقابل مهار بشر مدرن است. انسانی که حتی به خود اجازه می دهد علیه خدای خود طغیان کند و از آن مهمتر اینکه بشریت او را می ستاید و «اسطوره» می داند.
تفاوت عضیم نگاه انسان شناسانه در دو سپهر دین و انسان محور مدرن در مقایسه ی ارزشهای انسانی این دو تفکر نمودار است. در سراسر تاریخ دینی (حتی ادیان غیر توحیدی و حتی بودیسم و هندوییسم و آیین کنفسیوس چین) هرگز انسانی را که اسطوره وار علیه خدا طغیان کند و پیروز شود، نمی بینیم. انسان دینی بجای اینکه دزد آسمان باشد پلی است میان زمین و آسمان. در تفکر دینی کسی که علیه خداوند طغیان کند نتنها اسطوره نم شود بلکه هماره منفور می ماند و هر قدرتنمایی اسطوره ای نظیر رستم نیز در پرتو دلدادگی و حمایت الهی دریافت می شود. تفاوت بنیادی رستم با «هراکلیوس»(هرکول) نیز در همین است. پرومته نهایتاً به دست هرکول آزاد می شود؛ او با تیری عقاب را می کشد و پرومته را از زنجیرها رها می کند و درواقع در طغیان علیه خدا شریک می گردد.
سید حسین نصر در کتاب «در جستجوی امر قدسی» با طرح چنین مطلبی برای انسان دین محور عبارت «انسان پل گونه» را استفاده می کند. انسان پل گونه، کسی است که زندگی خویش را در سیر صعود از عالم ناسوت به عالم ملکوت و جبروت تا به عالم غیب الغیوب الهی تفسیر میکند. تمدنی که به دست چنین انسانی متولد می شود، بالطبع ماهیتاً با آنچه انسان پرومته ای موجد آن است در تمام شوون اعم از معماری، هنر، تربیت و ادب اجتماعی، سیاست و... تفاوتهای عمیق خواهد داشت.
تمدنها مولود فرهنگ و تفکرند و برای درک تفاوت تمدنها باید به عمق تفاوت انسانشناختی آنان نظر داشت.
