...گر بلغزد پای!
بارها شنیده بودم و خوانده بودم که امام راحل(ره) با تأکیدات فراوان و با حساسیت ویژه ای مسوولان را به خودسازی سفارش می کرده اند. حتی تعابیر تند و تکان دهنده ای که ورود در سیاست و گرفتن مسوولیت را بدون خودسازی از مهلکات و پرتگاه های نابود کننده دانسته اند. همیشه تصور میکردم که این تأکیدات برای رعایت امانت و پرهیز از آلودگی مالی مسوولان است. اما ظاهرا ماجرا از این بغرنج تر است. در جریان انتخابات دهم عمیقاً دریافتم که ضعف نفس و تردید و تزلزل در عقاید و اخلاق می تواند چه مفسده های بزرگی را رقم بزند. خون ها ریخته شود؛ اموال ضایع شود؛ امنیت و آسایش روانی برهم بخورد؛ بی اعتمادی اوج بگیرد؛ هتاکی و تهمت ارز رایج شود و...
آیا همه ی این مفسده ها ناشی از تزلزل در عقیده به ولایت و حب جاه و نفس پرستی نیست؟!
بخاطر دارم که سال ها پیش در درس اخلاق شنبه ها در دانشگاه امام صادق علیه السلام بزرگی در توصیف احوال طلحه و زبیر از تفکیک میان نفاق اعتقادی از نفاق اخلاقی سخن گفت. برخی مانند طلحه و زبیر در شناخت حق و مصادیق آن مشکلی نداشتند ولی سالها نفس پرستی مانع از آن می شد که بر مدار حقیقت بگردند. استاد اخلاق می گفت ایندو گرفتار نفاق اخلاقی بوده اند!
امروز برنامه ای دیگر از ایران88 را با حضور آیت الله حائری شیرازی ضبط کردیم. انشاءالله فردا شب(دوشنبه شب) پخش خواهد شد. ایشان با بیانی روشن و دلنشین همین نکته را یادآوری کردند. در جایی درباره ولایت فقیه و جایگاه ایشان در خاتمه دادن به اختلاف ها پرسیدم. پاسخ دادند که ولی فقیه نمی تواند عادل نباشد. شرافت او چنین اقتضا می کند. عدالت در ولی فقیه ملکه ی اوست لذا سخن او فصل الخطاب است و کسانی که پس از سخن او به خلافگویی ادامه می دهند...
«عدالت روحیه و نیرویی است كه همواره متعادل عمل میكند و مطابق حق و واقعیت پیش میرود و حق هركسی را به وی میدهد و جلو احساسات نفعطلبانه شخصی یا انتقامجویی و بدخواهی و یا رفتار برابر سلیقه و میل خود را میگیرد و در یك كلمه تابع حق و قانون است.»

سفارش به خودسازی از جانب بزرگان برای همگان و در هر حالت مرحله ای سفارشی دائمی و اکید بوده است و در آستانه ورود به مسوولیت های اجتماعی و سیاسی بسی موکد تر و حیاتی تر...
دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای ،،،،
فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد!
گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان ،،،،نگاه دار سر رشته تا نگه دارد
صبا بر آن سر زلف ار دل مرا بینی ،،،، ز روی لطف بگویش که جا نگه دارد
چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفت ،،،، ز دست بنده چه خیزد خدا نگه دارد
از همه ی مراجعان و دوستان عزیز در ایام ماه رجب التماس دعا دارم
ایران ۸۸ را با حضور آیت الله حائری شیرازی حتما ببینید


وحيد يامينپور عضو هيأت علمي دانشگاه و مدرس دانشگاه امام صادق (ع) در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، گفت: با انتشار نظرسنجي هاي متعددي كه نهادهاي تحقيقاتي پيش از انتخابات به انجام رسانده اند، اكنون ترديد نيست كه كساني مانند خانم رهنورد -همسر جناب موسوي- و افرادي كه مدعي تقلب در انتخابات بودهاند، تحت تأثير محيط نزديك خود، با توهم پيروزي مواجه بوده اند.
وي افزود: خيلي عجيب است كه يك چهره دانشگاهي در زمانه اي كه اكثر روشنفكران غربي هم مانند گذشته با اتقان و اطمينان از دموكراسي غربي حرف نمي زنند، مدل مردمسالاري ديني در ايران را با بهانه هاي سطحي و عوامانه به تقلب متهم مي كند؛ اينكه عدم توفيق در انتخابات را با رفتارهاي معترضانه در خيابان ها جبران كنيم، نوعي پس رفت در تجربه مردمسالاري است.
يامينپور تصريح كرد: من تصور مي كنم اغلب اظهارنظرهاي طرف شكست خورده انتخابات از سر نوعي عصبانيت و عدم سعه صدر است وگرنه بعيد مي دانم خود آنها هم به حرفهايي كه راجع به تقلب گسترده در انتخابات مي زنند باور داشته باشند.
وي با اشاره به سخنان مهم مقام معظم رهبري در نماز جمعه تهران اظهار داشت: بيانات مقام معظم رهبري در نمازجمعه اين هفته تهران بسيار شفاف و محكم بود و نيازي به رمزگشايي و تفسير ندارد. اكنون پس از اين اظهارات حكيمانه، محك خوبي براي سنجش ميزان التزام برخي آقايان به ولايت فقيه و قانون اساسي در دست مردم است.
اين استاد دانشگاه تصريح كرد: كسانيكه با هدايت و همراهي سياسيون غربي و امريكايي خوابهاي رنگي براي ايران مي ديدند، از نقش و اثر رهبري ديني در ايران غافل بودند.
يامينپور با بيان اينكه در دويست سال اخير هيچ رخدادي در عرصه سياسي ايران بدون ملاحظه و محاسبه نقش رهبري ديني قابل فهم و تفسير نيست، خاطرنشان كرد: اين حقيقت پس از انقلاب پررنگ تر از پيش بوده است؛ بنابراين پيشنهاد مي كنم آقاياني كه كارشان تحليل و برنامه ريزي سياسي است قدري واقعبينانهتر به عرصههاي سياسي و اجتماعي ايران نگاه كنند.
انتهاي پيام/ي
لینک مطلب
مصاحبه با : مرکز اسناد انقلاب اسلامی
برنامه «ایران88» شبكه سه از معدود برنامه های زنده و روتین تلویزیون در ایام انتخابات است كه با حضور چهره های سیاسی و دانشگاهی سرشناس، سوالات و مطالب صریح و شفاف سیاسی به یكی از پرمخاطب ترین برنامه های انتخاباتی روزهای اخیر تبدیل شده بود. این برنامه از همان آغاز مورد هجمه و تخریب برخی جریان های سیاسی قرار گرفت تا اینكه روز گذشته پس از گذشت نزدیك به سی برنامه، وحید یامین پور، كارشناس-مجری این برنامه از اجرای آن كناره گیری كرد. علت این مسأله را جویا شدیم:
یامین پور ماجرای هجمه های رسانه های اصلاح طلب به برنامه ایران88 را ناشی از نگرانی اصلاح طلبان از لو رفتن برخی مسائل اساسی می داند: «یك مسأله روشن است آن هم اینكه آنها خیلی به محتوای برنامه كاری نداشتند، بلكه از حضور من ناراحت بودند. مهمترین دلیلش هم اینكه هنوز دو برنامه از "ایران88" نگذشته بود كه سیل تهمت ها شروع شد در حالیكه تا ده روز تمام هجمه ها فقط به سمت من بود و هیچ مطلبی به عنوان شاهد مثال از محتوای برنامه ذكر نمی كردند. من مدعی ام كه برنامه به شعار «دانستن حق مردم است» پایبند بوده و احتمالا این روزنامه ها و سایت های خبری لازم نمی دانستند كه مردم برخی مسائل را بدانند.»
وی افزود: «عمده ی تهمت ها هم ناظر به نوشته های سابق من در سایت های حامی دولت بود. این در حالی بود كه در برخی برنامه های انتخاباتی دیگر تلویزیون افرادی حضور داشتند كه در ستادهای انتخاباتی برخی نامزدها فعالیت می كردند.»
یامین پور می گوید البته برنامه هایی نسبتاً متفاوت هم داشته ایم كه نگرانی اصلاح طلبان را بیشتر كرده است. او از حضور حسین فدایی دبیركل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی، حمیدرضا مقدم فر مدیرعامل خبرگزاری فارس و محمدرضا خباز عضو شورای مركزی حزب اعتماد ملی در برنامه به عنوان عوامل نگران كننده برای طیف تندرو اصلاح طلب یاد می كند.
مجری برنامه ایران88 در پاسخ به اینكه علت اصلی جو سازی ها علیه برنامه چیست، گفت: «برخی توقع دارند ما حتی جملات مقام معظم رهبری و حضرت امام(ره) راهم تكرار نكنیم و فقط در گفتمان سكولار دانشگاهی از رابطه ی مشروعیت و مشاركت صحبت كنیم. روزی كه برنامه ی ما با استناد به جملات امام (ره) درباره ملاك های انتخاب بود هم از تركش های سیاسی در امان نبودیم.من بیش از همه بر روی انتقاد از هتك حرمت ها و نقض اصول اخلاق سیاسی متمركز شده ام. بطور مثال وقتی من جمله ی دبیركل یك حزب را درباره ریاست جمهوری فقط نقل قول كردم، با هجمه ی سایت ها مواجه شدم ولی وقتی خود آن حرف در یك برنامه زنده زده شد، كسی حرفی نزد!
او می افزاید: «معلوم نیست وقتی مجری برنامه ی دیگر انتخابات رسما در ستاد یك نامزد فعالیت می كند و مهمان هایش را برای تخریب دولت سازماندهی می كند، چرا حرفی از بی طرفی سیما نمی زنند.»
وی در پاسخ به اینكه چرا در هفته ی پایانی منتهی به انتخابات از اجرای برنامه كناره گیری كردید، گفت: «برای من مسجل شده است كه دكتر احمدی نژاد بطور قاطع پیروز انتخابات خواهد بود. شخصا تأثیر صراحت و شجاعت و منطق ایشان را در مناظره ها در سطح عموم مردم مشاهده می كنم. تنها چیزی كه نگران كننده است احتمال بهم زدن قواعد بازی سیاسی از طرف جناح بازنده است. متأسفانه اصلاح طلبان در این سالها، هوچی گری و دروغ پردازی را به عنوان یكی از ویژگی های خود معرفی كرده اند، با توجه به جوسازی ها و جنگ روانی های شدید روزهای اخیر علیه فعالیت شبانه روزی همكارانم در صداو سیما بعید نیست كه فردای روز انتخابات، اصلاح طلبان شكست خود را به رسانه ملی نسبت دهند. برای همین با هدف خنثی كردن زمینه های سوءاستفاده و هوچی گری های احتمالی از اجرای برنامه در هفته ی آخر كناره گیری كردم.»
آیا این یک اعلام باخت است؟!
فشار و هجمه ی سنگین رسانه ای طرفین جبهه دوم خرداد علیه رسانه ی ملی در چند هفته ی اخیر برای کسانی که چندان دلمشغولی سیاسی ندارند، چندان واضح نیست. برای دست اندرکاران برنامه های تلویزیونی هم چنین واکنش هایی تعجب برانگیز است. عمده ی مطالبات اصلاح طلبان از رسانه ی ملی را می توان در سه حوزه خلاصه کرد:
1. خودداری از پوشش خبری و رسانه ای رئیس جمهور
2. امکان بهره مندی تبلیغاتی از رسانه
3. خودداری از تخریب چهره های اصلاح طلب
دست اندرکاران صداوسیما به خوبی می دانند میزان پوشش خبری اخبار حوزه ی ریاست جمهوری در چند هفته ی اخیر به شدت کاهش پیدا کرده است. حتی شیوه ی پوشش این اخبار هم با حالت عادی متفاوت است. بطور مثال برخی اخبار مهم که بطور طبیعی به علت اهمیتش می بایست در صدر اخبار قرار گیرد، لابلای دیگر خبرها گنجانده می شود و حتی در خبر تصویری تا حد ممکن از پخش تصویر رئیس جمهور یا لااقل تصویر بسته ی او(close up) اجتناب شده است و اغلب از نماهای دور و لانگ شات استفاده شده است. این درحالیست که طبیعتاً اخبار حوزه ی ریاست جمهوری به عنوان اخبار مهم کشور می بایست به اطلاع مردم برسد و معلوم نیست اگر بنابرمطالبه ی اصلاح طلبان اخبار ریاست جمهوری و دولت حذف شود، بخش های خبری چه چیزی را باید اطلاع رسانی کنند!
نکته حائز اهمیت دیگر اینکه طبیعتاً یکی از عناصر اثرگذار در مشارکت سیاسی، دلگرمی مردم به نظام و اعتمادشان به کارآمدی آن است؛ لذا اتفاقاً بازتاب گسترده ی خدمات نظام که در قالب خدمات دولت نهم اطلاع رسانی می شود، زمینه ساز مشارکت حداکثری است و این همان چیزی است که اصلاح طلبان مدعی دغدغه مندی آن هستند. معلوم نیست اگر صداو سیما از طریق اثبات کارآمدی و خدمتگذاری دولت و نظام مردم را مجاب به مشارکت سیاسی نکند پس از چه راهی این هدف را باید دنبال کند؟
در خصوص امکان بهره مندی مساوی تبلیغاتی از صدا و سیما هم داعیه ی اصلاح طلبان منطقی به نظر نمی رسد. نکته اینکه هنوز زمان تبلیغات رسمی آغاز نشده است و معلوم نیست این اعتراض نسبت به چه مسأله ای صورت می پذیرد. تا کنون هم که برنامه های شاخص انتخاباتی تلویزیون اگر نگوییم به نفع اصلاح طلبان ولی بی تردید بطور مساوی از چهره های هردو طرف استفاده کرده است. در حالیکه چهره های شاخص ستادهای انتخاباتی آقایان موسوی و کروبی نظیر پزشکیان مجیدانصاری، محمدحسین مقیمی، جواد اطاعت، محمدرضا خباز و سعید ابوطالب از طریق رسانه ی ملی بطور شفاف از جریان سیاسی خود گفته اند، هنوز هیچ چهره ی شاخص سیاسی عضو ستاد احمدی نژاد در هیچ برنامه ی انتخاباتی حاضر نشده است. برخی برنامه های سیاسی سیما نیز بطور آشکار و غیرقابل انکاری در خدمت تخریب دولت نهم یعنی هدف اصلی اصلاح طلبان است تا آنجا که اصلاح طلبان در حمایت از این دست برنامه ها و فشار به برنامه های ظاهراْ غیر همسو با جریان اصلاح طلبی کم نمی گذارند.
آفتاب نیوز: حامیان دولت: صدا و سیما جلوی برنامه جریان را بگیرد!
آفتاب نیوز: نمونه جالبی از عملکرد جانبدارانه صدا و سیما در یک برنامه زنده تلویزیونی [ویدئو]
کلمه: با این مجری ها صدا و سیما بی طرف است ؟
اتفاق جالبی که در آستانه ی انتخابات دهم ریاست جمهوری افتاده است اینکه برنامه های اصلی گفتگوی انتخاباتی نظیر جریان، ایران 88، ده در بیست، منطقه آزاد، پلاک ده و... هیچکدام تحت نظارت معاونت سیاسی تولید و پخش نمی شوند بلکه همگی با مدیریت گروه های اجتماعی شبکه ها و با نظارت و مدیریت مستقیم معاونت سیما برنامه سازی می کنند.
داعیه سوم اصلاح طلبان هم که بیشتر به یک ردگم کنی سیاسی شبیه است تا اعتراض. موج بی سابقه ی دروغ پراکنی علیه دولت نهم توسط شخص نامزدها و اعضای فعال ستادها که با اعتراض رسمی و شدید مقام معظم رهبری مواجه شد از مصادیق بارز بی اخلاقی سیاسی است. این ماجرا حتی به شبکه ی سیاسی درون اصلاحات هم کشانده شده و طرفداران دو طرف پنجه ی تخریب در صورت هم می کشند:
روزنامه موسوی دروغ میگوید، کروبی بیمار نیست
با این وجود معلوم نیست این ادعاهای بی سرو ته با استناد به کدام رخداد رسانه ای عنوان می شود. حتی اگر بتوان برخی اشتباهات بسیار جزئی رسانه را هم پذیرفت ولی این حجم از گلایه و تهاجم و حتی هتاکی به رسانه ی ملی و دست اندرکاران زحمت کش آن هیچ توجیه عقلانی ندارد و با اصول انصاف معارض است.
به نظر می رسد این حرکت جرئی از یک فرار به جلو سیاسی برای بهره برداری تبلیغاتی پس از انتخابات باشد. می توان از این هجمه ی سنگین نوعی نگرانی از باخت را در انتخابات دهم دریافت کرد. آیا اصلاح طلبان از هم اکنون یعنی نزدیک به یکماه مانده تا انتخابات برای شرمساری احتمالی ناشی از شکست تدارک می بینند؟ آیا انتقاد و فحاشی به صدا و سیما و مجریان و خبرنگاران رسانه ی ملی قرار است دستمایه ی یک جنجال علیه نتایج انتخابات گردد؟ آیا این روشی است برای کمرنگ کردن پیروزی جریان رقیب در عرصه ی انتخابات؟ ...
شبکه خبری ایران: موج جومونگ / گفنگو با دکتر وحید یامین پور:
بازی جذاب خیر و شر در افسانه جومونگ
در حالیکه مجموعه نسبتا ًپرخرج «بیگناهان» با انبوهی از بازیگران و کارگردانان صاحب نام اما قصه غیرایرانی و فضای غیرملموس آن، مخاطبان را برای تماشای آن مجاب نکرده است، یک سریال کرهای با قصهای ساده، به دلیل به نمایش گذاشتن علاقهمندیهای ازلی شرقیها به فضیلتهای اخلاقی مانند وفاداری و خدمت، توفیق بی نظیری مییابد. جومونگ فی الجمله و با اغماض، نسخه کرهای شخصیتهایی مانند کاوه، سیاوش یا جمشید است.
شبکه ایران: پرونده «موج جومونگ» با گزارشی تحلیلی درباره استقبال از این مجموعه تلویزیونی آغاز شد که همراه با نوعی آسیب شناسی عملکرد صدا و سیما در این مورد بود. اکنون با دکتر وحید یامین پور استاد دانشگاه و نویسنده برنامههای رادیویی و تلویزیونی درباره زمینه های جامعه شناختی علاقه مخاطب ایرانی به این مجموعه و آسیب شناسی عملکرد صدا و سیما در این موضوع وارد بحث و گفتگو شدهایم:
آیا سریالی مثل افسانه جومونگ را میتوان با انواع سریالهای طولانی سالهای گذشته ایران مقایسه کرد؟
به نظر من سریال «افسانه جومونگ» با توجه به پیشینهای که از پخش سریالهای غیر ایرانی در ذهن داریم، یکی از بهترین سریالهایی است که تاکنون پخش شده است.
شاید بهتر باشد برای فهم این مدل از سریالها، آنها را با سریالهای به اصطلاح صابونی soap مقایسه کنیم. پخش سریالهای صابونی در ایران به سالهای دهه هفتاد برمیگردد. سریالهایی مانند داستان جزیره و پزشک دهکده، پرمخاطب ترین انواع این سریالها بودند. برخی ویژگیها، این گونه سریالها را از انواع دیگر متمایز میساخت. تمرکز بر مخاطب خاص (مانند زنان خانه دار) یا طولانی بودن قصه که باعث میشد مخاطب بطور ویژهای با شخصیتهای اصلی داستان بزرگ شود و حوادث را از سر بگذراند و فضا و مختصاتی که این سریالها در آنجا اتفاق میافتاد مانند دهکده خاصی یا یک جزیره ی مشخص از ویژگیهای این سریالها بود. ولی سریالهای کره ای نوع خاصی از سریالهای تاریخی است که براحتی قابل مقایسه با نوع قبلی نیست هرچند در برخی ویژگیها مشابهتهایی وجود داشته باشد.
علاقه مخاطب ایرانی را به چنین سریالی چگونه میتوان توضیح داد؟
علاقه قابل اعتنای مخاطبان ایرانی به سریالی مثل افسانه جومونگ قطعاً پیامهای روشنی دارد. افسانه جومونگ قصه پیچیده ای ندارد. حتی کارگردان از اینکه بخشی از ماجرای آینده را در انتهای هر قسمت لو دهد، ابایی ندارد. اساساً روش جذب مخاطب در این سریال نه صحنههای اکشن و نه پیچیدگیهای دراماتیک و نه چیزهای دیگری از این دست است.
جذابیت افسانه جومونگ بطور ساده متمرکز بر تقابل جذاب خیر و شر و بازی سخت میان دو قطب عقل حسابگر و اخلاق فضیلت مدار است. افسانه جومونگ برای کسانی که در مطالعات جامعه شناسی سیاسی سابقهای دارند، قصهای تکرار شدنی است. تسو و همراهان او نماینده عقل حسابگر سیاسی در عرصه حکومت داری هستند و در مقابل جومونگ نماینده اخلاق فضیلتمداری است که علیرغم فهم روش مقابل ولی تکیه بر فضیلتهای انسانی و ارزشهای مورد وفاق عمومیرا انتخاب کرده است. تمامیشخصیتها بین این دو قطب تقسیم میشوند.
مخاطب ایرانی مانند همیشه شیفته یک پهلوانی و جوانمردی اخلاقی است. وفاداری، شجاعت و خدمت سه رکن این قطب دوست داشتنی است. ماکیاول در کتاب شهریار به حاکمان توصیه میکند که عرصه حکومت و سیاست ورزی عرصه فضیلتها (Virtu) نیست. بر بنیاد یک انسانشناسی اومانیستی، انسان را عمیقا، متظاهر خائن و جاه طلب میداند و طبیعتاً روشی حسابگرانه را برای تحقق اهداف سیاسی بر پایه ی سوء استفاده از مردم و فرصت طلبی را توصیه میکند.
تسو خائن نیست. او به روشنی معتقد است برای نجات کشورش باید جلوی روش اخلاق مدار را بگیرد. برخی دیالوگهای این سریال به روشنی این تقابل را نشان میدهد.
در صحنهای در آستانه جنگ میان دو برادر گفتگویی در میگیرد که روش جنگ و اداره آن را شرح میدهد. جومونگ در پاسخ به این سوال که در برابر قدرت دشمن چه روشی را انتخاب کرده است بر تحریک احساس وفاداری سربازان به میهن و امپراتور و تقویت شجاعت آنان تکیه میکند، در مقابل تسو بدنبال رایزنیهای سیاسی برای جلب کمکهای همسایگانی است که ارتباط با آنان نوعی تنازل از ارزشها به حساب میآید.
بطور روشن به چه مولفههای دیگری میتوان به عنوان مولفههای جذاب این سریال اشاره کرد؟
اقبال بی سابقه مخاطب ایرانی به افسانه جومونگ پیام روشنی دارد. در حالیکه گروه فیلم و سریال شبکه سه همزمان یک مجموعه نسبتا ًپرخرج را به اسم «بیگناهان» در حال پخش دارد که انبوهی از بازیگران و کارگردانان صاحب نام در آن حضور دارند، ولی قصه غیرایرانی و فضای غیرملموس آن، مخاطبان را برای تماشای آن مجاب نکرده است. در اینسو یک سریال کرهای با قصهای ساده، بخاطر به نمایش گذاشتن علاقمندیهای ازلی شرقیها به فضیلتهای اخلاقی مانند وفاداری و خدمت، توفیق بی نظیری مییابد. جومونگ فی الجمله و با اغماض ورژن کرهای شخصیتهایی مانند کاوه، سیاوش یا جمشید است.
برگ برنده دیگر این سریال کشش طبیعی یک عشق پاک است که باردیگر وفاداری قصه را به ارزشهای شرقی نشان میدهد. مخاطب ایرانی بارها نشان داده است که به سریالهایی که یک خانواده بدون درگیریهای اخلاقی میتوانند یکجا و با هم آنرا تماشا کنند، علاقه ویژه ای خواهد داشت. این مسأله ای است که حتی در سریالهای ایرانی کمتر اتفاق میافتد. به خاطر بیاورید فضای هتاکانه و غیراخلاقی ساعت شنی را که چندی پیش از شبکه اول سیما پخش شد. در مقابل درگیریهای عاطفی جومونگ با سوسانو یک ارتباط قابل فهم و جذاب از یک رابطه انسانی را به نمایش میگذارد که هیچگاه از ادب، نجابت و حیا به ورطه ی ابتذال نمیافتد. از طرفی کشش درونی روابط خویشاوندی چندگانه میان جومونگ و مادرش و همینطور پدری که او را نشناخته است و در عین حال وفاداری رمزآلودش به امپراتوری که میداند پدر او نیست بر این جذابیت عاطفی میافزاید. اینها همگی روشی است که یک سریال شرقی برای جذب مخاطب ایرانی بکار میگیرد.
چنگكي كه خوراك ذهن را به آن مي آويزند!
1. مرحوم جلال آل احمد در «مدير مدرسه» قصه ي مواجهه يكباره اش را با شش قطعه عكس از زنان لخت با عور و اطوارهاي مختلف تعريف مي كند كه مردي بدون مقدمه آنها را روي ميزش پرتاب كرده است. مجالي براي تعريف قصه نيست، آنچه براي من مهم است تعبيري است كه جلال –مدير مدرسه- درباره اين عكسها و يا كلّاً راجع به تصاوير مستهجن بيان مي كند: «چنگك هاي دكان قصابي كه خوراك ذهن را به آن مياويزند!». تعبير جلال مثل باقي هنرنمايي هاي ادبي اش بي نقص است. تصاوير زنان لخت يا چيزهايي شبيه به آن براي جلال به مثابه آويختن ذهن است به چنگهايي كه رهايي از آن چيزي جز همان تكه تكه شدن نيست.

2. مطلع شدم كه متأسفانه ميزان بازديد از برخي سايت هاي مستهجن حتي از بازديدهاي پربيننده ترين سايت هاي داخلي هم در مواردي بيشتر بوده است. بر مديران امريكايي صفت اين سايت ها حرجي نيست. آنان همان را نمودند كه بودند. سرگيجه و دل پريشاني ما از بي اطلاعي مفرط و برخي برنامه هاي شتابزده داخلي است. از اينكه خانواده ها هنوز تفاوت پفك و پف فيل را با اينترنت پرسرعت نمي دانند و فراهم كردند ADSL(كه احتمالا فرقش را با ICDL نميدانند) را چيزي در رديف محروميت زدايي خانوادگي تلقي مي كنند. درست با همان مبنايي كه وزارت خانه هاي متصدي IT و چيزهايي شبيه به آن با معيارهاي وزرات راه و ترابري بدنبال افزايش پهناي باند و سرعت اينترنت هستند و درباره زمان راه اندازي MMS چانه زني مي كنند.
3. منهدم كردن 90 سايت كه كارشان با يك تعبير كليشه اي ولي گويا تكه تكه كردن ذهن و روح نوجوانان و دختران و پسران اين مملكت بوده است، كاري بسيار بزرگ است. كاري در حد آپولو هوا كردن، شايد هم بزرگتر. پروژه گرداب كه توسط معاونت اطلاعات سپاه مديريت شده است حقيقتاً دل بسياري را شاد كرد و البته چرت بسياري را پاره كرد. بسياري از مديران فرهنگي كه سالهاست كارشان پيزر لاي پالان هم گذاشتن شده و اندر مضرّات نگاه حرام و روابط دختر و پسر مرثيه سرايي مي كنند، وقتي اولين بار بعضي از صفحات نه چندان وقيح اين سايتها را ديدند، تازه گويا فهميدند ماجرا چيست و در عالم چه خبر است.
4. سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با اين خدمت شگفت آور دو چيز را بازگو كرد. اولاً اينكه ذات فرهنگي انقلاب اسلامي با نهادهاي محافظ آن پيوند دارد و سپاه نه صرفاً يك نهاد نظامي با ساختاري سخت افزاري كه يك ديده بان دقيق فرهنگي هم هست. ثانياً هنوز هم با همه ي اهنّ و تولوپ هاي روز افزون نهاد هاي فرهنگي و تبليغاتي، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مطمئن ترين و وفادارترين و از همه مهمتر كارامد ترين نهاد فرهنگي نظام است.
۵. البته برخي دوستان تا نيمه هاي شب خواب راحت را از من گرفتند و بنده را با چند زبان زنده دنيا مورد عنايت قرار دادند(!) ماجرا اين بوده كه بعد از پخش برنامه شوك مربوط به سايتهاي مستهجن امكان استفاده ي مستمر و با خيال راحت را از دست داده اند. ظاهراً پدر و مادرهاي نگران تا صبح در كنار فرزندان دلبندشان عهده دار مراقبت از آنها بوده اند. بالاخره هر چه باشد اينترنت خطرناك است ديگر!
نوروز عیدی ایرانی است نه زرتشتی

نوروز عیدی ایرانی است نه زرتشتی. جشن های مذهبی زرتشتیان «گاهنبار» نام دارد و عید نوروز جمشیدی درست بعد از ششمین و آخرین گاهنبار قرار گرفته است. در «برهان قاطع» – فرهنگ فارسی قرن یازدهم تالیف محمد حسین متخلص به برهان خلف تبریزی – ذیل كلمه «نوروز» آمده است:
نوروز – بمعنی روز نو است، و آن دو باشد: یكی نوروز عامه و دیگری نوروز خاصه، و نوروز عامه روز اول فروردین ماه است كه آمدن آفتاب بنقطه اول حمل باشد و رسیدن او بآن نقطه اول بهار است. گویند خدای تعالی درین روز عالم را آفرید و هر هفت كوكب در اوج تدویر بودند و اوجات همه در نقطه اول حمل بود، درین روز حكم شد كه بسیر و دور درآیند و آدم علیه السلام را نیز درین روز خلق كرد، پس بنابراین این روز را نوروز گویند.
و بعضی گفته اند كه جمشید كه او اول جم نام داشت و عربان او را منو شلخ میگویند سیر عالم میكرد، چون بآذربایجان رسید فرمود تخت مرصعی بر جای بلندی رو بجانب مشرق گذارند و خود تاج مرصعی را بر سر نهاده بر آن تخت بنشست، همینكه آفتاب طلوع كرد و پرتوش بر آن تاج و تخت افتاد، شعاعی در غایت روشنی پدید آمد، مردمان از آن شادمان شدند و گفتند این روز نو است، و چون بزبان پهلوی شعاع را شید میگویند این لفظ را بر جم افزودند و او را جمشید خواندند، و جشن عظیم كردند، و از آن روز این رسم پیدا شد – و نوروز خاصه روزی است كه نام آن روز خرداد است و آن روز ششم فروردین ماه باشد و در آن روز هم جمشید بر تخت نشست و خاصان را طلبید و رسم های نیكو گذاشت، و گفت خدای تعالی شما را خلق كرده است، باید كه بآبهای پاكیزه تن بشویید و غسل كنید و بسجده و شكر او مشغول باشید، و هر سال در این روز بهمین دستور عمل نمایید، و این روز را بنابراین نوروز خاصه خوانند. و گویند اكاسره هر سال از نوروز عامه تا نوروز خاصه كه شش روز باشد حاجتهای مردمان را بر آوردندی و زندانیان را آزاد كردندی و مجرمان را عفو فرمودندی و بعیش و شادی مشغول بودندی، و معرب آن نیروز است.
«مهرگان» نیز عیدی ایرانی است و در میان جشن های معمول در ایران باستان این دو – مهرگان و نوروز – یكی در آغاز بهار و دیگری نیمه سال در آغاز پاییز، بیش از دیگران ارجمند بوده اند. جشن مهرگان در روز شانزدهم مهر ماه آغاز می شد و تا شش روز ادامه داشت. گویند ایرانیان باستان سال را به دو نیمه گرم و سرد بخش كرده بودند و در آغاز هر دو نیمه سال جشن می گرفتند.
مهرگان جشنی است كه در آغاز نیمه سرد برگزار می شد. این جشن را در روزگاران گذشته «میترا كانا» می گفتند كه رفته رفته مبدل به مهرگان شده است. فرشته مهر را در «اوستا»، «میترا» می نامیده اند و منقول است كه در این روز فریدون پیشدادی بر ضحاك غلبه یافته و او را در كوه دماوند به زندان كشیده و خود تاج شاهنشاهی را بر سر نهاده است.
در عید نوروز زرتشتیان نیز سفره عید می اندازند، اما رسم هفت سین فقط مختص ایرانیان مسلمان است و منشا آن نا معلوم. سفره عید زرتشتیان آیینه و گلاب پاش دارد، نقل سفید و ظرفی آب كه در آن چند سكه انداخته اند و برگ آویشن و میوه ای چون انا یا نارنج یا سیب، یك مجمر آتش و كتاب «اوستا»، گلدانی پر گل، شمع هایی روشن چیده در اطراف سفره و ظرف هایی از نان، سبزی، آجیل...و خوراك های پخته. آنان روز اول عید پیش از طلوع آفتاب بر پشت بام ها آتش می افروزند و عود و صندل می سوزانند. خانه تكانی و سبز كردن حبوبات نیز از رسومی است كه اختصاص به زرتشتیان ندارد. در روایتی كه معلی بن خنیس از امام صادق «ع» نقل كرده، آمده است كه:
نوروز، روزی است كه در آن خداوند از بندگان خویش میثاق ستانده است كه او را عبادت كنند و شرك نورزند... و آن نخستین روز طلوع خورشید است... و هیچ روز نوروز نیست مگر آنكه ما در آن انتظار فرج داریم، كه آن از ایام ما و شیعیان ماست. عجم آن را حفظ كرده است و شما ضایعش كرده اید... و چون نوروز آید غسل كن، نظیف ترین لباسهایت را در بر كن و خود را به خوشبوترین عطرها یت معطر كن و آن روز را روزه دار...
سپنتا مینو و انگره مینو – ارواح پاك و ناپاك – هر دو مخلوق اهورامزدا هستند كه دادار یگانه است. این دو همانند فطرت الهی كه انسان را به سوی نیكی می كشاند و نفس اماره كه او را به بدی امر می كند دو قوه متقابلی هستند كه نظم جهان و تمشیت امور بر اساس تقابل این دو بر قرار گشته است و این نه تنها امری خلاف اراده ازلی اهورا مزدا نیست بلكه عین مشیت اوست. اگر این تضاد و تقابل نبود جهان به وجود نمی امد، چنانچه اگر سپیدی و سیاهی و روز و شب و خیر و شر نمی بود، خلقت عالم انجام نمی گرفت و به عبارت بهتر، آفرینش جهان ملازم با وجود این دو قوه متقابل است. لفظ «اهریمن» صورت تحول یافته «انگره مینو»ست، اما سپنتامینو همان یزدان یا اهورامزدا نیست، سپمنتا مينو ، روحی است كه در تقابل با اهریمن، موجودات را به جانب پاكی و نیكی می كشاند. بنابراین، مبنای دین زرتشت بر ثنویت قرار ندارد.
این فرهنگ مناسب ترین خاكی است كه درخت اسلام درآن پا گرفته و ریشه دوانده است. اسلام لامكان است همان سان كه لازمان است و اگر چه از شبه جزیره عربستان سر بر آورده است، اما ریشه در خاك فرهنگ بومی آن خطه ندارد. پیامبر امی است تا یقین كنند كه انچه بر زبان می اورد از فرهنگ مكتوب قرون و ادوار و امم گذشته نگرفته است....
اسلام نخل نیست كه فقط در گرمسیر بروید، طوباست كه هر خاكی مستعد پرورش آن است.
از سید شهیدان اهل قلم
سید مرتضی آوینی

حاشيه اي به متن
ماجراي خاكسپاري شهدا در دانشگاه اميركبير
در اين نوشتار كوتاه كاري با مدعاي طرفين درگير در ماجراي تدفين شهداي گرانقدر در دانشگاه اميركبير ندارم. نظر من به نكته ي ديگري معطوف شد كه در متن و باطن حادثه در جريان بود و هنوز هم هست.
فراموش نمي كنم كه در سال هاي نه چندان دور حاكميت تفكر سكولار در ايران، توهين و هتّاكي به مقدسات و يا لااقل دهن كجي به احساسات عمومي مردم نسبت به خاطره هاي تاريخي شان، به امري روزمره و رايج تبديل شده بود. در مقطعي نااميدي مردم از اوضاع آنچنان اوج گرفته بود كه بجاي شكل گيري اعتراضات عمومي به اين اقدامات توهين آميز سازماندهي شده، اعتراض، خودش را به عنوان نوعي روضه ي مذهبي و اشك و آه در مراسمات مذهبي نشان مي داد. در حقيقت مراسمي مانند تدفين شهدا علاوه بر معناي سياسي و فرهنگي ويژه اش، به عنوان فرصت هايي استثنايي براي بازسازي روحيه و احساسات جريحه دار شده ي متدينين دانسته مي شد. در اين خصوص خاطرات بسياري دارم كه مجال ذكرشان نيست.
امّا امروز ماجرا فرق كرده است. البته امر براي امثال ما مشتبه نيست. براي ما مثل روز روشن است كه ممانعت عده اي براي تدفين شهدا در دانشگاه اميركبير از همان جنس هتّاكي هاي پيشين است و از همان منبع معرفتي بيمار و آفت زده سيراب مي شود. ولي صورت مسأله پيام ديگري دارد. امروز حتي تندرو ترين جانوران سياسي سكولار هم سعي مي كنند از ادبياتي متناسب با گفتمان انقلاب اسلامي استفاده كنند. آنها كه مخالف تدفين شهدا بودند براي بيان نياتشان از كلمات و عبارات توهين آميز استفاده نكردند. آنها هم مي گويند «شهدا در خاطره ي ما جاي دارند؛ شهدا مي بايست تكريم شوند ولي شهداي عزيز(!) را نبايد به چماقي براي سركوب بدل كرد.» پلاکاردهایی با مضامینی چون «ما مخالف دفن شهادت هستیم» یا «نگذارین شهادت دفن شود» نشانه ی اعتراض دانشجویی است و این بدان معناست که ما نه مخالف شهادت و شهدا که نگران این مفاهیم مقدس هستیم. صرف نظر از صادقانه بودن چنین ابرازنظری می توان گفت در ماجراي ممانعت از تدفين شهدا، مخالفان هم به مفصل بندي هاي گفتمان انقلابي امروز پاي بند بودند. در حقيقت جسارت و تهور توهين و هتاكي به مقدسات كه در دوران اصلاحات حتي به رفتاري دولتي تبديل شده بود، جاي خود را به ترسي فزاينده داده است كه ادبيات سياسي آنها را به تابعي از حركت عمومي مردم بدل كرده است.
نخبگان سكولار دريافته اند حتي براي پيگيري روند تغييرات اجتماعي و فرهنگي مورد نظر خود بايد از نقطه عزيمت گفتمان غالب آغاز كنند. اين عقب نشيني نويد استقرار مجدد هويت اصولگرايانه ي انقلابي را دارد و اين حقيقت بسيار اميد بخش و مسرور كننده است چراكه لابلاي جريانات اندوهناك دوره ي اصلاحات، حتي خوشبينانه ترين پيش بيني ها از آينده ي سياسي ايران هم چنين فضايي را قابل تحقق نمي دانست. ولي امروز همه چيز گواه اين است كه گفتمان انقلاب اسلامي آنچنان غلبه يافته است كه مخالفان نظام را هم به مشاركت(هر چند منافقانه) مجبور كرده است. براي آنانكه اهل تحليل هاي تاريخي هستند، اين رخداد بسيار قابل توجه است.
این عکس البته مربوط به مراسم تدفین شهدای گمنام در دانشگاه شریف است. عکس مناسبی برای این متن پیدا نشد. عکسها اغلب ناظر به حضور طوفانی مردم در مراسم تشییع شهداست.
برنامه ترم جديد
با سلام و عرض ادب خدمت دوستان دانشجوي محترم. زحمت شما را براي تماس هاي تلفني يا چيزهايي از اين دست كم مي كنم. برنامه ترم بعد من از اين قرار است:
۱. دانشگاه هنر؛ چهارشنبه ها صبح؛ هنر و تمدن اسلامي (۱)؛ همه ي رشته هاي هنري
۲. دانشگاه امام صادق(ع)؛ دوشنبه ها عصر؛ كليات فرهنگ و تمدن اسلامي؛ رشته ارتباطات و حقوق
۳. دانشگاه آزاد تهران شرق؛ يكشنبه ها؛ براي رشته روزنامه نگاري،ارتباطات و برنامه ريزي اجتماعي
- جامعه شناسي سياسي(دو گروه)
- جامعه شناسي ادبيات(يك گروه)
- جامعه شناسي وسايل ارتباط جمعي(يك گروه)
به اميد ديدار
از مدئا تا مدونا
گفتاری در چیستی هنر مدرن
مدئا نام يك تراژدي تكان دهنده است كه نام اريپيدس –نمايشنامه نويس يوناني همعصر افلاطون- را جاودانه كرد. مدئا براي دست يابي به جامه ي زرّين، جيسون پهلوان را ياري مي دهد. مدئا در گيرودار يك ارتباط عاشقانه، با جيسون ازدواج مي كند و از او صاحب دو فرزند مي شود. اما مردمان شهر از مدئا بيزارند چراكه او يك خارجي بربر است. مردمان او را جادوگري اغواگر مي شناسند بنابراين جيسون را براي ازدواج با زني بومي ترغيب مي كنند. تراژدي مدئا اينجا اغاز مي شود. مدئا دهشتناك ترين راه را براي انتقام برمي گزيند. او به شيوه اي وحشيانه هر دو فرزندش را مي كشد و سپس با پوشاندن لباسي زهرآگين همسر جديد جيسون را مي سوزاند!

ارسطو «مدئا»ي اريپيدس را در شما تراژدي ها نمي پذيرد. از نظر ارسطو انتخاب آزادانه ي و از روي عمد پليدي را غيرقابل قبول مي داند. چراكه ارسطو اساساً تراژدي را نوعي تعليم و تربيت شهروندان يوناني مي دانست و داستان هايي كه برعكس اين اتفاق، شر و زشتي را در روح مخاطب جاودانه مي كنند در مسير تزكيه(كاتارسيس) مخاطب نمي دانست. تراژدي از نظر ارسطو متمركز بر افراد نيك سيرت است كه ممكن است گاهي اشتباه كنند و مدئا نه تنها از خود سرشت پاكي را نمايش نمي دهد بلكه با ساختاري كه اريپيدس ارائه مي دهد از ما مي خواهد با او همراهي و همدردي كنيم!

صحنه ای از نمایشنامه مدئا با کارگردانی جورجی پارو ۱۹۹۵
2500 سال گذشته است. سينتيا فريلند(Cynthia freeland) عضو انجمن امريكايي زيباشناسي داستان مدئا را بازگو مي كند امّا اينبار براي اينكه شايد راهي بيابد براي اينكه آثار تهوّع آور آندرس سرّانو را بتواند در قالب آثار هنري جاسازي كند. آندرس سرّانو (Andreas Serrano) سالهاست به معضلي براي هنر امريكايي بدل شده است. تابلوهاي گيج كننده ي او مملوّ از تصاوير شنيع و حال بهم زن است. او هيچ تقدسي را بدون اينكه زشت ترين توهين ها را نثار آن كرده باشد رها نكرده است. از ترسيم صليب با مدفوع گرفته تا پيشاب ريختن بر تمثال هاي قدّيسين و... . هتاكي هاي سرانو آنچنان عميق شد كه پس از برگزاري گالري مجموعه كارهاي او با عناوين «ادرار بر خدايان» (1988) و يا سلسله آثار «سردخانه»، امريكاييها از اينكه دولت ماليات هايشان را براي برگزاري چنين گالري هايي صرف مي كند، تظاهرات كردند.
متأسفانه تابلوهاي سرّانو آنچنان هتّكانه و عاري از انسانيت و اخلاقند كه نمايش دادن آنها در وبلاگ براي من ممكن نيست ليكن در اين ميان مي توان به تصوير مشمئز كننده ي او در به تصويركشيده يك كاردينال سرخ پوش در كنار پيكره ي حلق آويز شده ي يك زن برهنه كه خون از سر و روي او فروريخته است، يا نشان دادن راهبه ها در حال... اشاره كرد. سرّانو تمام زشتي هاي ممكن در تصور فردي انسان را به تقدساتش الصاق كرده است(او در ذيل يكي از آثارش –كه تمثال يك قدّيسه است- نوشته كه از روش ادرار بر تابلويش براي نوعي تلألو جذّاب استفاده كرده است!). تماشاي آثار او كه اكثراً به روش عكاسي سيباكروم تهيه شده، تماشاي هبوط اثر هنري از وجود غريزي يك هنرمند مدرن است.

در آثار سرانو بيش از همه خون، جسد، اشارات پست جنسي، چرك و كثافت به چشم مي خورد. توضيح آثار او براي متفكرين امروز به يك معضل تبديل شده است. برخي براي توضيح اين آثار، آنها را صرفاً حكايت ذات خراب آدمي دانسته اند و روش دلهره آفرين و خشونت بي حد و حصر آثار اينچنيني را روشي جديد براي جلب نظر ديگران ارزيابي كرده اند. سينتيا فريلند كه مي كوشد از لابلاي نظريه هاي هنر موجود توضيحي براي آثار سرانو بيابد در جايي از كتاب «اما آيا اين هنر است؟» مي گويد اين اقدامات شايد نوعي تفريح و سرگرمي است چراكه جهان هنر امروز جهان رقابت است و هنرمندان براي جذب مخاطب از هر ابزاري حتي شوكه كردن آنها براي «خود بيانگري» استفاده مي كنند! تحليل فريلند صحيح است. كوماراسوامي در كتاب «فلسفه هنر شرقي و مسيحي» در بيان تفاوت هنر سنتي با مزخرفات مدرن بر همين نكته تأكيد مي كند كه هنر مدرن كه غرضش چيزي جز بيان نفس و نمايش دادن ذاتيات پست هنرمند براي ارضاي نفس است نوعي «تملّق و چاپلوسي» (flattery) است.
برخي فلاسفه هنر اساساً ادوار تاريخي هنر را در نسبت با جايگاه الهام بخش هنري براي هنرمندان دسته بندي مي كنند. آنچه مبدأ و مرجع الهامات هنري براي هنرمند مدرن است، نه جهان رمزآلود بودائيان، نه عالمي كه در مسير تحقق عيني آن به روش تشبّه متمسك شويم مانند يونانيان، و نه عالم خيال و ملكوت در هنر اسلامي كه فعل و انفعالات نفساني هنرمند است. اين اتفاق چنانچه تابحال در رده ي نوعي تفلسف مشكوك بوده باشد ولي اكنون با آثار امثال آندرس سرّانو عيناً تحقق يافته است.
یکی از آثار قابل نمایش سرانو:

اثر سرانو با عنوان «مدونا و کودک»